دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا پس از سه سال سخن پراکنی به دنبال رسیدن به راهکاری برای آنچه که آن را به یک نزاع ده‌ها ساله بین اسرائیل و فلسطینی‌ها تقلیل و تنزل داده، از طرح صلحی که پیشاپیش نام «معامله قرن» را به آن داده بود، رونمایی کرد

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا پس از سه سال سخن پراکنی به دنبال رسیدن به راهکاری برای آنچه که آن را به یک نزاع ده‌ها ساله بین اسرائیل و فلسطینی‌ها تقلیل و تنزل داده، از طرح صلحی که پیشاپیش نام «معامله قرن» را به آن داده بود، رونمایی کرد. بررسی مفاد این طرح به درستی نشان می دهد که همانگونه که تلویحا ترامپ روز سه‌شنبه هشتم بهمن در کنار بنیامین نتانیاهو، نخست‌ وزیر رژیم صهیونیستی بیان کرد، این طرح به نفع این رژیم بوده و در زمره کارهای بسیاری که او تاکنون برای اسرائیل انجام داده، قرار می گیرد. معامله قرن دو بعد متمایز دارد، یکی از حیث اهداف مورد نظر و ادعایی و دیگری ازحیث نتایج واقعی که در ادامه به هرکدام از این ابعاد خواهیم پرداخت:

الف. اهداف

۱٫ بهره برداری از ضعف برخی دولت های عربی

طرح معامله قرن در زمان ضعف و ورشکستگی اقتصادی جهان عرب و تسلیم شدن آنها در برابر صهیونیستها و آمریکایی ها اعلام شده است تا از ضعف جهان عربی فروریخته و سازشکار که به جای پرداختن به قضیه فلسطین، خود را درگیر اختلافات داخلی کرده و دوستان خود را مورد هجمه قرار داده، حداکثر استفاده را ببرند. از این رو حتی خواسته های بدیهی و ابتدایی گروه سازشکار فلسطینی همچون پایتختی قدس و حق بازگشت فلسطینی ها در این طرح محلی از اعراب ندارد.

۲٫ مشوق های اقتصادی برای تطمیع جریان های سازشکار

در این طرح از مشوق های اقتصادی و معیشتی برای مردم فلسطین یاد شده است که صرف نظر از عملی بودن یا نبودن آن، این خط تبلیغی دنبال می شود که معامله قرن از طریق سرمایه گذاری دولتهای غربی و عربی به دنبال رونق اقتصادی در مناطق فلسطینی است تا فلسطینی ها و به ویژه سازشکاران را در مقابل دوگانه دروغین زندگی بهتر- آوارگی قرار دهند.

ب. نتایج واقعی

معامله قرن درعمل و به علت مخالفت های گسترده چه در سطح مردمی و گروه های فلسطینی و نیز عدم اجماع جهانی نسبت به آن قابل تطبیق نیست و با موانع بزرگی مواجهه خواهد شد. این طرح به دلیل نقض اصول و حقوق بینادین و اساسی فلسطینیان، فقدان مکانیزم اجرایی و نداشتن ماهیت واقعی، نازا خلق شده و فاقد امکان تطبیق است.

از این رو معامله قرن، یک نمایش برای اهداف شخصی ترامپ و نتانیاهو، در صحنه داخلی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی محسوب می شود. در مقطع فعلی شاید معامله قرن از یک سو به ترامپ در کارزار انتخاباتی و نیز موضوع استیضاح کمک کند و از سوی دیگر بر پرستیژ نتانیاهو برای کسب آرای بیشتر در جمع راست گرایان اسرائیل افزوده و باعث مسکوت گذاردن پرونده تخلفات وی شود لکن در واقعیت و در خصوص قضیه فلسطین، معامله قرن چیزی را تغییر نخواهد داد و جریان مقاومت و معارضه فلسطینی ها قطعا و با قدرت بیشتری ادامه خواهد یافت چون تا اشغال وجود داشته باشد مقاومت نیز در مقابل آن به حیات خود ادامه می دهد.

هرچند که همراهی برخی دولت های عربی با این طرح مایه تاسف است اما معامله قرن به خوبی چهره واقعی برخی حکام عرب را به افکار عمومی و به ویژه جهان عرب نشان داد. جهان عرب دریافته است که علی رغم هجمه سنگین تبلیغاتی علیه محور مقاومت پس از بحران سوریه، تنها این محور است که بر آزادی قدس شریف و قضیه فلسطین پافشاری می کند.