الوقت- عربستان و آمریکا علیرغم شروع مشترکی که در بحران سوریه داشتند، در بیش از یک سال گذشته سیاست های نسبتا متفاوتی را در پیش گرفته اند؛

به گونه‌ای که عربستان تحت طرح ها و برنامه ریزی های محمد بن سلمان، تمام تلاش خود برای ساقط کردن بشار اسد به کار گرفته اما آمریکا منافع خود را در استمرار بحران و نه پایان آن می بیند.

توافق هسته ای آمریکا با ایران نیزبا انتقاد محمد بن سلمان مواجه شد. به خصوص آنکه شاهزاده جوان درصدد است با اجرای طرح چشم انداز 2030، تشکیل صندوق ذخیره ارزی و ارتقای شورای همکاری خلیج فارس به اتحادیه، مانع افزایش نفوذ ایران و کاهش فشارها بر کشورمان شود.

در این شرایط بن سلمان می داند اگر می خواهد محمد بن نایف را که زمانی روابطش با غرب بسیار خوب بود، کنار بزند نمی تواند تنها به اقدامات جسورانه اتکا کند. او باید بتواند نظر آمریکایی ها را جلب کند. از این رو جانشین ولیعهد در سفرش به آمریکا قبل از اینکه عربستان را ترک کند، بر عمق روابط میان ریاض و واشنگتن تاکید کرد و گفت: عربستان سعودی همیشه با ایالات متحده آمریکا ارتباط محکمی داشته است و از هیچ تلاشی برای توسعه روابط با هم پیمان استراتژیک قدیمی اش فرو گذار نکرده است.

شاهزاده محمد بن سلمان افزود عربستان از زمان پادشاه مؤسس عبد العزیز حمایت لازم و کافى از رؤسای جمهور آمریکا دریافت کرده و متقابلا پادشاهان عربستان نیز از هر آنچه موجب تحکیم روابط بین دو طرف شود کوتاهی نکرده اند. او اختلافات نظر در برخی مسائل میان دو کشور را طبیعی دانست که نمی تواند بر مناسبات ریشه دار آنها ضربه ای بزند.

بن سلمان همچنین در مصاحبه ای که اردیبهشت امسال با خبرگزاری بلومبرگ تصریح کرد: «آمریکا پلیس جهان است و نه فقط پلیس خاورمیانه. این کشور(آمریکا)، کشور برتر و شماره یک در جهان است و ما خودمان را متحد اصلی آمریکا در خاورمیانه می‌دانیم و آمریکا را متحدمان می‌دانیم».

اما واقعیت این است که پسر جاه طلب ملک سلمان به رغم آگاهی اش از وابستگی سیاسی عربستان به آمریکا، تلاش دارد با افزایش قدرت مانو در حوزه های اقتصادی و امنیتی از میزان وابستگی به کاخ سفید بکاهد.

محمد بن سلمان در سفری که به چین داشت امیدوار بود بتواند نظر چینی ها را برای سرمایه گذاری در این کشور جلب کند تا سند چشم انداز 2030 را عملیاتی سازد. او همچنین در مورد به روز رسانی موشک های بالستیک عربستان با مقامات پکن گفتگو کرد. در واقع جانشین ولیعهد درصدد است از طریق برقراری مناسبات بیشتر با بزرگترین خریدار نفتی این کشور، آلترناتیوی برای زمان تیره شدن روابط ریاض با واشنگتن داشته باشد. به ویژه آن که چین در روابط تجاری و اقتصادی توجه کمتری به مسائل سیاسی، امنیتی و حقوق بشری دارد و این موضوع برای آل سعود بسیار خوشایند است.

اما طولانی شدن جنگ یمن برنامه های محمد بن سلمان را بهم ریخت. فشار اقتصادی ناشی از کسری بودجه و در پیش گرفتن سیاست های انقباضی نارضایتی های داخلی را علیه بن سلمان به وجود آورده است.

بر این اساس مسئولان آمریکایی به شاهزاده بن سلمان به عنوان مردی نگاه می کنند که با تصمیمات متهورانه و غیر قابل پیش بینی مانعی برای اجرای سیاست های واشنگتن در سوریه شده و همچنین جنگی را در یمن به راه انداخته که افزایش قتل عام غیرنظامیان می تواند دامن امریکا را نیز بگیرد.

در همین راستا شایعه ای به نقل از یک منبع عربی ناشناس در رسانه ها منتشر شد که تاکید دارد اوباما ترجیح می دهد پس از ملک سلمان، محمد بن نایف در راس قدرت عربستان قرار گیرد. این منبع ناشناس به نقل از رئیس جمهور آمریکا، خبرگی محمد بن نایف در مبارزه با گروه های تندرو و تجربه سی ساله او را دلیل برتری بر جانشین ولیعهد ذکر کرده است.

با تمام این مسائل در صورتی که محمد بن سلمان بتواند در راس هرم قدرت عربستان قرار گیرد، به نظر نمی رسد تغییر چندانی در مناسبات دو کشور به وقوع بپیوندد. زیرا مجموعه ای از منافع مشترک کماکان این مساله را که  عربستان سعودی و ایالات متحده متحدان مهمی برای آینده قابل باقی می مانند را تضمین می کند. مهمترین منافع دوجانبه نیز در همان معامله قدیمی «نفت در برابر امنیت» خلاصه می شود که چندین دهه در روابط دو کشور به رغم همه فراز و فرودهای سیاسی پایدار بوده است